تاریخ نگارش: سه شنبه 2 مهر 1398 + نظرات ()

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزی

تو حتی با خیالت هم، به فکرم شعر می ریزی

 

منم که تند و بی پروا برایت شعر می گویم

تو هم بر عکس من هستی شدیدا اهل پرهیزی

 

برایت شعر می سازم تمام خاطراتم را

تو خیلی ساده می گویی عجب شعر غم انگیزی

 

نگاهت آتشین باشد، دلت مانند یک برکه

گره در دست تو مانده که ذوقم را برانگیزی

 

بیا خوبی کن و یک بار، صرف از فعل رفتن کن

چه بگریزی ز ابیاتم که بر زخمم نمک ریزی

 

عجب چشمی تو داری که برایش شعر می سازم

تو هم در جام من هر دم غمی روی غمی ریزی





تاریخ نگارش: جمعه 25 مرداد 1398 + نظرات ()

شور من باشی، شرابت می شوم

 

تشنه باشی، تنگ آبت می شوم

 

سایه می خواهد دلم در ماه تیر

 

گر تو آیی! آفتابت  می شوم



تاریخ نگارش: جمعه 21 تیر 1398 + نظرات ()

ساقی بده پیمانه ای زان می که بی خویشم کند

بر حسن شور انگیز تو، عاشق تر از پیشم کند

 

زان می که در شب های غم بارد فروغ صبح دم

غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند

 

نور سحرگاهی دهد، فیضی که می خواهی دهد

با مسکنت شاهی دهد، سلطان درویشم کند

 

سوزد مرا، سازد مرا، در آتش اندازد مرا

و از من رها سازد مرا، بیگانه از خویشم کند


رهی معیری



(تعداد کل صفحات: 604)     ...  3  4  5  6  7  8  9  ...  

...