هِنــــا و مِنـــــا
درسی، آموزشی، مدیریت و معاونت، پرورشـی، تحقیق، پژوهش، سرگرمی، بهداشتی، پزشكی
كد لوگوی من
صفحات جانبی

حکایت عاشقانه استاد شهریار

 

روزی استاد شهریار نامه ای دریافت می کند بی آنکه روی پاکت آن آدرسی از فرستنده آن باشد. اما متن نامه به روشنی نشان می داد که این نامه از سوی ثریا معشوق دوران جوانی شهریار است. معشوقی که شهریار هرگز نتوانست وصال او را بچشد. مضمون نامه بدین قرار بود:

شهریار عکست را در مجله ای دیدم خیلی شکسته شده ای، سخت متاثر شدم. گفتم: خدای من این چهره ی دلداده من است؟ این همان شهریار است؟ این قیافه ی نجیب و دوست داشتنی دانشجوی چهل سال پیش مدرسه دار الفنون است؟ نه من خواب می بینم. سخت اشک ریختم. طوری که دختر کوچکم سهیلا علت دگرگونیم را پرسید. به او گفتم: عزیزم، برای جوانی از دست رفته و خاطرات فراموش نشدنی آن دوران گریه می کنم. به یاد آن شبی افتادم که می خواستی مرا به خانه امان برسانی، همان که به در خانه رسیدیم، گفتم نمی گذارم تنها برگردی. وقتی تو را به نزدیک منزلت رساندم، تو گفتی صحیح نیست یک دختر در این دل شب تنها برود و دوباره برگشتیم و آنقدر رفتیم و آمدیم که سپیده دمیده بود... یادت هست که والدینم چه نگران شده بودند؟ آیا یادت هست به ییلاقمان پیاده آمده بودی و من در اتاق به تمرین سه تاری که بمن یاد داده بودی مشغول بودم؟ اکنون نیز گهگاه سه تار را بدست می گیرم و غزل زیر ترا زمزمه می کنم:

 

گذشته من و جانان به سینما ماند

خدا ستاره ی این سینما نگه دارد

 

 روز بعد استاد پاسخ نامه دوست جوانیش را که پری خطاب می کرد چنین سرود:

 

پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری

وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری

 

هر چه عاشق پیرتر عشقش جوانتر ای عجب

دل دهد تاوان اگر تن ناتوان است ای پری

 

پیل ماه و سال را پهلو نمی کردم تهی

با غمت پهلو زدم، غم پهلوان است ای پری

 

هر کتاب تازه ای کز ناز داری خود بخوان

من حریفی کهنه ام درسم روان است ای پری

 

یاد ایامی که دل ها بود لبریز امید

آن اوان هم عمر بود، این هم اوان است ای پری

 

روح سهراب جوان از آسمان ها هم گذشت

نوشدارویش، هنوز از پی دوان است ای پری

 

با نواهای جرس گاهی به فریادم برس

کین ز راه افتاده هم، از کاروان است ای پری

 

کام درویشان نداده خدمت پیران چه سود

پیر را گو، شهریار از شبروان است ای پری





مـوضـوع کلــی: شعر و مشاعره، 
موضـوع جزیـی: حکایت عاشقانه استاد شهریار، حکایت عاشقانه، استاد شهریار،
لینک های مرتبط :
شنبه 25 آذر 1396 03:52 ب.ظ
« سخنان قصار خاتم النبیین حضرت محمد مصطفی ص »

*خداوند دین خود را بدست کافران اشاعه می دھد .

* بر حذر باشید از اینکه نان قرآن بخورید .

*تقیّه دین من است و ھر که از آن خارج شود از من خارج است .

* وای بر زنان از طلا و لباسھای زیبا . *

زنان با اشتغال در خانه ثواب مجاھدان فی سبیل الله را می برند .

* دشمنی خطرناکتر از کسی نیست که با او ھمخوابه می شوی .

* آرایش زن در خانه عبادت اوست و در کوچه زنای اوست.

*خداوند عذاب امّت مرا در دنیا نھاده است .

* اکثر اھل دوزخ زنانند و کمترین ساکنان بھشت نیز زنانند .

* زنا در جامعه باعث زلزله و ظلم حکومت باعث قحطی می شود .

* گرانی نشانه غضب الھی است.

*تب پاک کننده گناه مؤمنان است و سھمشان از دوزخ .

* ھر که از اعمال نیکش خوشحال و از اعمال بد خود ناراحت شود مؤمن است .

* زن مردوار ھرگز بر بھشت وارد نشود .

* اعمال بد در ھمین دنیا مجازات میشود.

* ھر که علمی را پنھان دارد در قیامت در آتش است .

* خداوند ھر که را عاشق باشد مال و فرزندان از او بستاند .

* ھر که علمی را بیاموزاند پاداش عمل کننده به آن علم نیز به او ھم برسد .

*طالب علم ھر گاه که بمیرد شھید است .

* ھر که غریب بمیرد شھید است .

* ھر که بواسطه علم فروشی نان خورد خداوند او را در ھمین دنیا سرنگون ساخته و دوزخ بر او واجب می آید .

* ھر که نزد غیبگو و فالگیر برود کافر است .

* با ھجرت ھمه گناھان گذشته پاک می شود .

* خداوند مؤمنانش را با بیماریھا پاک می کند .

* شیطان بصورت زن می آید و بصورت زن می رود .

* روزگاری بر مردم می رسد که ھر که بخواھد دین خود نگه دارد گوئی که آتشی را در دستان خود حمل می کند .

* مؤمن ھر خصلتی می تواند داشته باشد الا دروغگوئی .

* مرکب قلم علمای دین من از خون شھدا برتر است .

اقتباس از نھج الفصاحه

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 213
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





درباره وبلاگ


بهترین مطالب درسی، آموزشی، مدیریت و معاونت، پرورشـی، تحقیق، پژوهش، سرگرمی، بهداشتی، پزشكی
 
 
بالای صفحه