تبلیغات
هِنــــا و مِنـــــا - مطالب مهر 1393
تاریخ نگارش: چهارشنبه 30 مهر 1393 + نظرات ()

 




طبقه بندی: دینی و مذهبی، 
برچسب ها:محرم، عاشورا، امام حسین،
داغ کن - کلوب دات کام

حدیثی زیبا  از سالار شهیدان امام حسین علیه السلام

خداوندا، تو آگاهی كه آنچه انجام دادیم، نه برای رقابت در كسب جاه و مقام بود و نه برای چیزهای پوچ و بیهوده دنیا، بلكه برای این بود كه نشانه های راه دینت را ارائه دهیم و (مفاسد را) در شهرهای تو اصلاح كنیم تا بندگان مظلوم تو در امنیت و آسایش باشند و به احكام تو عمل كنند.

امام حسین (ع)




طبقه بندی: دینی و مذهبی، 
برچسب ها:امام حسین،
داغ کن - کلوب دات کام

چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد؟

03 سواحل زیبای کشور های مختلف


وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش....ش.... شما آرام می شود به این دلیل که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، و این یکی ازدلایلی است که صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد.




طبقه بندی: اطلاعات عمومی، 
برچسب ها:چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد؟، ساحل دریا، آرامش، دانستنی ها،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: چهارشنبه 23 مهر 1393 + نظرات ()

کلمات ارزشمند

کلمات ارزشمندی که هر کدام یک عالم خاطره و معنی و مفهوم را تداعی می کنند.

شما می توانید حدس بزنید و با این کلمات یک واقعه یا داستان بنویسید:

 

چهارشنبه، مدرسه، پیامک دوست، قصد مسافرات، ساعت 4 عصر، مرکز استان ، پلیس راه، اتوبوس عازم تهران، داخل اتوبوس، تماسهای پیاپی، گزارش سفر، ساعت 12 شب، مرقد امام، ترمینال جنوب، ساعت 1 بامداد روز پنجشنه بیست و هفتم مهر، میدان راه آهن، بیقراری، استرس، انتظار، صندلی سیمانی، تعقیب چشمی، تماس، ساعت یک و نیم حضور، احوالپرسی، روبوسی، تماشای مردم، عادی جلوه دادن، رانندگان تاکسی، پسرجوان، راننده پراید، صندلی آخر، عادی نشون دادن، میدان آزادی، آژانس، پژو 405 ، حرکت به سمت چالوس، دست تو دست، نگاه زیر چشمی، مسافر بغل دستی، احساس سرما، بیرون آوردن کت، انداختن کت روی پا، دست زیر کت، نگاه مسافر بغل دستی، نگاه اخم من، شرمنده شدن مسافر، راننده آژانس، نوار، صدای حمیرا، تعریف ماجرای داخل قطار، آخوند، دادن شماره، ساعت حدود 4 مرزن آباد، هواخوری، تذکر رعایت احتیاط، چالوس، صحبت با راننده، ادامه مسیر، عباس آباد، میدان پرتقال، سپیده دم، پیاده شدن، تاکسی دربست، ویلای هورا، داخل ویلا، خستگی، عشق، خواب، دوست، آزادی، قصد خواب، چه خوابی؟ بیداری، لباس راحتی، تپش قلب، هیجان، استرس، روش شدن هوا، نگاه چشم به چشم، بشمار یک. شستن دست و صورت، ترتیب صبحانه، رفتن به مغازه، خرید مایحتاج، کبریت، نان، دستمال،  گم کردن ویلا، سوال، بلد نیستم، باز سوال ... موتورسوار، سوار شو،  پیدا کردن ویلا، صرف صبحانه، خنده، نگاه، همه چی، بشمار دو  ریختن ترس، برنامه ریزی برای برگشت، ساعت یک عصر، رفتن به داخل بازار، رستوران، پرخوری یکی، بی اشتهایی دیگری، بیرون رستوران، لب دریا، لحظه ای بیادماندنی، سیگار، اخم عاشقانه، کافی نت، پسر جوان، معطل کردن، عصبانیت، اخم یار، آرامش، رزرو بلیط قطار، داخل خیابان، دست در دست هم، حسرت برخی عابرین، قدم زدن، خرید مقداری میوه و تنقلات، برگشت به ویلا، نشستن رو مبل، کنار هم، لبخند، تپش، هیجان و شوق، نیم ساعت، چهل دقیقه، بشمار سه جالب ترین صحنه، احساس لرزش در دست و پا، بهانه سرما، تعمیر شومینه، روشن کردن ماهواره، برنامه شام، بی اشتهایی، چای، تنقلات، کمی استراحت، ساعت 9 شب، قصد خواب، خیر باشه، چه خوابی؟ بیداری، صحبتهای متنوع، التهاب، بیقراری، هیجان، بشمار چهار حمام، ساعت 2 نیمه شب، خوابیدن، ساعت ده صبح، بیداری، صبحانه، خواب آلود بودن، باز هیجان و شور و شوق، شدت لرزش، طعنه عاشقانه، تعبیر دوستانه، شوخی و خنده، تغییر برنامه، قصد برگشت، ترک ویلا ... 




داغ کن - کلوب دات کام

(تعداد کل صفحات: 5)     1  2  3  4  5  

...