تبلیغات
هِنــــا و مِنـــــا - مطالب اردیبهشت 1397
هِنــــا و مِنـــــا
درسی، آموزشی، مدیریت و معاونت، پرورشـی، تحقیق، پژوهش، سرگرمی، بهداشتی، پزشكی

مجموعه داستانی به ترتیب حروف الفبا - حرف آ

برای مشاهده داستان مورد نظر بر روی عنــــوان آن كلیك را انتخاب كنید.

کپی کردن این مطالب برای همگان مجاز است.

 

داستان آب كوثر

داستان آبدارچی در مایکروسافت

داستان آتش بر فراز کوه

داستان آتش گرفتن خانه

داستان آخرین آغوش

داستان آخرین كمك

داستان آخوند مكار

داستان آخوند و مرد روستایی

داستان آداب دعا

داستان آدرس بهشت و جهنم

داستان آدم هفت خط

داستان آدمخواران

داستان آرام ترین انسان

داستان آرام كردن كودك

داستان آرامش

داستان آرایشگر امریكایی و مهندس ایرانی

داستان آرایشگر ناشی

داستان آرایشگر و خدا

داستان آرزو

داستان آرزو

داستان آرزو - 2

داستان آرزوهای بزرگ

داستان آرزوهای شب کریسمس

داستان آرزوی پر ماجرا

داستان آرزوی پیرزن

داستان آرزوی زن

داستان آژی دهاگ (آستیاگ)

داستان آسانسور

داستان آشپز و مگس

داستان آفرینش

داستان آلزایمر دوست داشتنی

داستان آلفرد نوبل

داستان آمریكا یا روسیه؟

داستان آموزش تیراندازی

داستان آموزگاران ما

داستان آموزنده برای جوانان

داستان آهنگر

داستان آهنگر 2

داستان آهنگر 3

داستان آهنگری خدا

داستان آیا تا به حال پلی ساخته ایم؟

داستان آیا شما خدا هستید؟


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت، لینک های مفید و متنوع،
برچسب ها: داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، داستان مسئولیت پذیری،
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397----[ نظرات ]

داستان راستان -  جلد دوم

اثر: شهید استاد مرتضی مطهری

اسکندر و دیوژن

همین که اسکندر، پادشاه مقدونی، به عنوان فرمانده و پیشوای کل یونان در لشکرکشی به ایران انتخاب شد، از همه طبقات برای تبریک نزد او می آمدند. اما دیوگنس (دیوژن)، حکیم معروف یونانی که در کورینت به سر می برد کمترین توجهی به او نکرد. اسکندر شخصا به دیدار او رفت. دیوژن که از حکمای کلبی یونان بود، شعارش قناعت و استغنا و آزادمنشی و قطع طمع بود، در برابر آفتاب دراز کشیده بود. چون حس کرد جمع فراوانی به طرف او می آیند، کمی برخاست و چشمان خود را به اسکندر که با جلال و شکوه پیش می آید خیره کرد، اما هیچ فرقی میان اسکندر و یک فرد عادی که به سراغ او می آمد نگذاشت و شعار استغنا و بی اعتنایی را حفظ کرد. اسکندر به او سلام کرد، سپس گفت: «اگر از من تقاضایی داری بگو»

ادامه داستان را در لینک زیر ببینید:

http://parcha.mihanblog.com/post/2101



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت،
برچسب ها: داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری، داستان های آموزنده شهید مطهری،
دوشنبه 3 اردیبهشت 1397----[ نظرات ]

دوره ضمن خدمت مدیریت بحران (ویژه تمام فرهنگیان تهران و شهرستانهای تهران)



http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/719/2154089/B.jpg

دوره ضمن خدمت مدیریت بحران (ویژه تمام فرهنگیان تهران و شهرستانهای تهران)

 

نام دوره: مدرسه آماده (مدیریت بحران)

 

كد دوره: 99505930 

 

مدت دوره: 16ساعت

 

سفارش انجام آزمون: (آیدی تلگرام



@Ali_G1396


https://t.me/Ali_G1396




ادامه مطلب برچسب ها: دوره ضمن خدمت مدیریت بحران، ضمن خدمت مدیریت بحران، دوره ضمن خدمت، مدیریت بحران، آزمون های ضمن خدمت فرهنگیان، آزمون های ضمن خدمت، آزمون ضمن خدمت فرهنگیان،
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397----[ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

بهترین مطالب درسی، آموزشی، مدیریت و معاونت، پرورشـی، تحقیق، پژوهش، سرگرمی، بهداشتی، پزشكی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :