تبلیغات
هِنــــا و مِنـــــا - مطالب داستان و حکایت
هِنــــا و مِنـــــا
درسی، آموزشی، مدیریت و معاونت، پرورشـی، تحقیق، پژوهش، سرگرمی، بهداشتی، پزشكی

حكایت توبه نصوح

نصوح مردى بدون ریش بود، صورت و سینه هایش همانند زنان بود.

او در یكى از حمام هاى زنانه زمان خود كارگرى مى كرد و كیسه كشى و شستشوى زنان را بر عهده داشت و به اندازه اى چابك و تردست بود كه همه زن ها مایل بودند كار كیسه كشى آنان را، او عهده دار شود.

كم كم آوازه نصوح به گوش دختر پادشاه وقت رسید و او میل كرد كه وى را از نزدیك ببیند.

فرستاد حاضرش كردند، همین كه دختر پادشاه وضع او را دید پسندید و شب او را نزد قصر نگهداشت.

روز بعد دستور داد حمام را خلوت كنند و از ورود افراد متفرّقه جلوگیرى نمایند.

آنگاه نصوح را به همراه خود به حمام برد و تنظیف خودش را به او واگذار كرد.






طبقه بندی: داستان و حکایت،
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده، حكایت توبه نصوح،
چهارشنبه 1 بهمن 1393----[ نظرات ]

داستان شاعر شدن فتحعلی شاه

فتحعلی شاه قاجار گه گاه شعر می سرود و روزی شاعر دربار را به داوری گرفت. شاعر هم که شعر را نپسندیده بود، بی پروا نظر خود را باز گفت. فتحعلی شاه فرمان داد تا او را به طویله ببرند و در ردیف چهار پایان به آخور بندند. شاعر ساعتی چند آنجا بود تا آن جا که شاه دوباره او را خواست و از نو شعر را برایش خواند. سپس پرسید: حالا چطور است؟

شاعر بینوا هم بی آنکه پاسخی بدهد، راه خروج را پیش گرفت. شاه پرسید: کجا می روی ؟

 گفت: به طویله!

 




طبقه بندی: داستان و حکایت،
برچسب ها: داستان کوتاه، فتحعلی شاه، قاجار، شاعر شدن فتحعلی شاه،
پنجشنبه 10 مهر 1393----[ نظرات ]

داستان هاچیکو


http://www.hachikodog.com/hachiko%20ill.jpg

در ژاپن سگ معروفی با نام هاچیکو به دنیا آمد که زندگی و منش او به افسانه ای از یاد نرفتنی بدل گشت. هاچیکو سگ سفید نری از نژاد آکیتا که در اوداته ژاپن در نوامبر سال 1923 به دنیا آمد. زمانی که هاچیکو دو ماه داشت به وسیله قطار اوداته به توکیو فرستاده شد و زمانی که به ایستگاه شیبوئی می رسید، قفس حمل آن از روی باربر به پائین می افتد و آدرسی که قرار بود هاچیکو به آنجا برود، گم می شود و او از قفس بیرون آمده و تنها در ایستگاه به این سو و آن سو می رود. در همین زمان یکی از مسافران هاچیکو را پیدا کرده و با خود به منزل می برد و به نگهداری از او می پردازد.



http://www.hachikodog.com/hachiko6.jpg




ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت،
برچسب ها: داستان های کوتاه،
دوشنبه 26 خرداد 1393----[ نظرات ]

داستان مكانیك و خانم راننده

چند روز پیش برای عوض کردن روغن ماشینم به مکانیکی رفته بودم، که دختر خانومی 27-26 ساله با کبکبه و دبدبه وارد شد و به مکانیک گفت: ببخشید آقا، یه 710 می خواستم، می شه لطف کنین بدین؟

مکانیک گفت :710 تا چی؟

دختر خانوم گفت: 710 تا هیچ چی! 710 ماشین من گم شده، اگه می شه یه دونه بدین!

مکانیک گفت: 710؟ حالا این 710 چی هست؟

دختر خانوم که عصبانی شده بود گفت: آقا! مگه من باهات شوخی دارم؟ می گم یه 710 بده، چون خانومم فکر می کنی حالیم نیست؟ نه، خوبم حالیمه!

مکانیک بی چاره گفت: خدا شاهده خانوم، جسارت نکردم، ولی من نمی دونم شما چیو می گین!

دختره که فکر می کرد یارو داره جلو من دستش می اندازه گفت: بابا جون! عجب مکانیک بی عرضه ای هستی تو! همونی که وسط موتور ماشینه... کارش نمی دونم چیه، ولی همه ماشین خارجی ها دارن این قطعه رو... مال منم همیشه بوده... حالا من گمش کردم و یکی لازم دارم!

مکانیکه که کلافه شده بود یه کاغذ داد به خانومه و گفت می شه شکل این قطعه رو بکشی این جا؟

دختر خانوم هم با کلی ژست انگار که الان داوینچی می خواد مونالیزا رو بکشه یه دایره کشید و وسط اون نوشت 710 مکانیک یه نگاهی به شاهکار نقاشی انداخت و یه نگاهی هم به موتور ماشین من که درش باز بود کرد و گفت: خانوم این قطعه رو که می گین تو این ماشین هم هست؟ دختر خانوم با خوشحالی جیغی کشید و گفت: آره! اوناهاش!

می دونین چی رو نشون داد؟ این رو... عکسش رو گذاشته ام ببینین!

داستان خانم

باید این عکس رو 180 درجه بچرخونید تا متوجه بشید ... اگه باز هم متوجه نشدید، دیگه کاری از دست من بر نمیاد!


طبقه بندی: داستان و حکایت،
برچسب ها: داستان های کوتاه،
یکشنبه 25 خرداد 1393----[ نظرات ]

داستان لیلی و مجنون

بی شک بارها نام لیلی مجنون را شنیده و می خواهید بدانید داستان دلدادگی این دو چیست که اینقدر بر سر زبان هاست و حتی ضرب المثل کوی و برزن شده است.

می خواهم خیلی خلاصه داستان را بیان کنم هر چند شما دوستان عزیز استاد مایید امیدوارم طوری بیان کنم که در آخر معلوم شود لیلی زن بود یا مرد!


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت،
برچسب ها: داستان های کوتاه،
دنبالک ها: داستان لیلی و مجنون،
یکشنبه 18 خرداد 1393----[ نظرات ]

داستان كوزه ترك خورده

مردی هر روز دو کوزه ی بزرگ به دو انتهای چوبی می بست و چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هر بار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت.

مرد دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه ی سالم نو و مغرور بود که وظیفه اش را کامل انجام می دهد. اما کوزه ی کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط می تواند نصف وظیفه اش را انجام دهد. هر چند می دانست آن ترک ها حاصل سال ها کار است.

کوزه ی پیر آن قدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده می شد تا از چاه آب بکشد تصمیم گرفت با او حرف بزند:‌‌« از تو معذرت می خواهم. تمام مدتی که از من استفاده کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای ، فقط نصف تشنگی کسانی را که در خانه ات منتظرند فرو نشانده ای».

مرد خندید و گفت: وقتی برمی گردیم با دقت به مسیر نگاه کن.

موقع برگشت کوزه متوجه شد که در یک سمت جاده گل ها و گیاهان زیبایی روییده اند.

مرد گفت: می بینی که طبیعت در سمت تو چه قدر زیباتر است؟ من همیشه می دانستم که تو ترک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع استفاده کنم این طرف جاده بذر سبزیجات و صیفی جات و گل پخش کردم و تو هم همیشه و هر روز به آنها آب می دادی. به خانه ام گل برده ام و به بچه هایم کلم و کاهو و پیاز داده ام. اگر تو ترک نداشتی چطور می توانستی این کار را انجام دهی؟




طبقه بندی: داستان و حکایت،
برچسب ها: داستان های کوتاه،
چهارشنبه 14 خرداد 1393----[ نظرات ]

داستان كافكا و عروسك ها

یک روز جناب کافکا، در حال قدم زدن در پارک، چشمش به دختر بچه‌ای افتاد که داشت گریه می کرد.

کافکا جلو می‌رود و علت گریه ی دخترک را جویا می شود.

دخترک همانطور که گریه می کرد پاسخ می‌دهد: عروسکم گم شده.


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت،
برچسب ها: داستان های کوتاه،
سه شنبه 13 خرداد 1393----[ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 15 :: ... 5 6 7 8 9 10 11 ...

درباره وبلاگ

بهترین مطالب درسی، آموزشی، مدیریت و معاونت، پرورشـی، تحقیق، پژوهش، سرگرمی، بهداشتی، پزشكی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :