تاریخ نگارش: چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 + نظرات ()

تصمیم گیری مناسب در شرایط نامناسب

چهار كودك در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند.

یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیر قابل استفاده.

تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد.

سه بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جا خوابشان برد.

قطار در حال آمدن بود و سوزن بان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد. سوزن بان می تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و  از این طریق جان سه فرزند را نجات دهد و یك کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد.

سوال:

اگر شما به جای سوزن بان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟

بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات سه کودک انتخاب کنند و یك کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیح به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی  چطور؟

در این تصمیم، آن یك کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود (سه کودک دیگر) که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک، بازی کنند، قربانی می شود.

 این نوع معضل هر روز در اطراف ما، در اداره، جامعه در سیاست و به خصوص در یک جامعه دموکراتیک اتفاق می افتد، اقلیت قربانی اکثریت احمق و یا نادان می شوند.

کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید و هیچ کس برای او اشک نریخت. کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی کرد که روزی مرگش اینگونه رقم بخورد.

اگرچه هر چهار کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها قربانی تصمیم اشتباه آن سه کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودند شد.

اما با این تصمیم عجولانه نه تنها آن کودک بی گناه و عاقل جانش را از دست داد بلکه زندگی همه مسافران را نیز به خطر انداخت زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن سه کودک احمق نبود.

مسافران قطار را می توان به عنوان تمامی کارمندان سازمان فرض کرد و گروه مدیران را همان کودکانی در نظر گرفت که می توانند سرنوشت سازمان (قطار) را تعیین کنند.

گاهی در نظر گرفتن منافع چند تن از مدیران که به اشتباه تصمیمی گرفته اند، منجر به از دست رفتن منافع کل سازمان خواهد شد و این همان قربانی کردن صدها نفر برای نجات این چند نفر است.

زندگی کاری همه مدیران پر است از تصمیم گیری های دشوار، پس مراقب باشید با عدم اتخاذ تصمیمات صحیح به سبک مدیریتی، به پایان زندگی مدیریتی خود خواهید رسید.

به یاد داشته باشید آنچه که درست است همیشه محبوب نیست و آنچه که محبوب است همیشه حق نیست.




طبقه بندی: داستان و حکایت، تربیتی و فرهنگی، 
برچسب ها:مباحث تربیتی، مباحث مدیریتی، حکایات کوتاه،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 + نظرات ()

امید و امیدواری

گـر بـرانی ز درم از در دیگــر آیـــــم          گر برون رانیم از خانه به دیوار شوم

امید و امیدواری دو واژه ی بسیار پر معنی در فرهنگ فارسی است. با استقامت می توان امید وار بود و با امید واری می توان پایداری کرد. کسی که از رسیدن به مقصود نا امید شود و استقامت نداشته باشد، همه ی مشکلات در نظرش حل ناشدنی می آید و موانع را غیر قابل تسخیر و شکست ناپذیر می شمارد. چرا که امید لازمه ی تداوم زندگی است.

روزی حضرت عیسی در محلی نشسته بود. پیرمردی داشت با کلنگ زمین را برای زراعت آماده می کرد. حضرت گفت: خداوندا! آرزو را از دل این مرد زایل کن.



ادامه مطلب
طبقه بندی: متــــون ادبــی، دینی و مذهبی، تربیتی و فرهنگی، 
برچسب ها:مباحث تربیتی، حضرت علی، قرآن،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 + نظرات ()

اصول تعلیم از دیدگاه اسلام

تعلیم و تربیت از نظر اسلام، مفاهیم، نظریه ها و قواعد نسبتاً كلی ای است كه همواره صادق است و باید راهنمای مربیان، معلمان، مدیران و اولیا و والدین دانش آموزان در كلیه ی اعمال تربیتی باشد.

این اصول، صحیح ترین روش ایجاد رشد عقلانی و اخلاقی در افراد است كه از طریق تعلیم و تربیت صحیح می توان مردم را به سوی این راه سوق داد.

در این قسمت پاره ای از اصول تربیتی اسلام را ذكر می كنیم.



ادامه مطلب
طبقه بندی: تربیتی و فرهنگی، 
برچسب ها:مباحث تربیتی،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: جمعه 29 فروردین 1393 + نظرات ()

نمونه هایی از حكمت لقمان

لقمان در آغاز، برده خواجه ای توانگر و خوش قلب بود. ارباب او در عین جاه و جلال و ثروت و مكنت دچار شخصیتی ضعیف و در برابر ناملایمات زندگی بسیار رنجور بود و با اندك سختی زبان به ناله و گلایه می گشود، این امر لقمان را می آزرد اما راه چاره ای به نظر او نمی رسید، زیرا بیم آن داشت كه با اظهار این معنی، غرور خواجه جریحه دار شود و با او راه عناد پیش گیرد.



ادامه مطلب
طبقه بندی: تربیتی و فرهنگی، تاریخی و اجتماعی، 
برچسب ها:لقمان حکیم، مباحث تربیتی،
داغ کن - کلوب دات کام

(تعداد کل صفحات: 15)     ...  5  6  7  8  9  10  11  ...  

...