تبلیغات
هِنــــا و مِنـــــا - مطالب ابر تنهایی
تاریخ نگارش: چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 + نظرات ()

درد عشق

 

لمس باید کرد دردی را که عاشق می کشد

رنج سرخی را که گلبرگ شقایق می کشد

 

درک باید کرد، شب های بلند و سرد را

استخوان دردی که عاشق، آن دقایق می کشد

 

طعم تلخ زهر، در کابوس را باید چشید

کام تلخی را ،که با لمس حقایق می کشد

 

حس تنهایی و خاموشی شمعِ رو به باد

رشد بغض بی امانی را که تا دق می کشد

 

خوب باید دید، حال و روز هر دلداده را

پیچ و تابی را که شب، تا صبح صادق می کشد

 

عشق، طوفان است و عاشق، چون غریقی نا امید

انتظاری سخت، به امید قایق می کشد




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:درد عشق، عاشق، عشق، حس تنهایی، تنهایی، شقایق،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: دوشنبه 16 فروردین 1395 + نظرات ()

هم صحبت تنهایی

 

هم صحبت تنهایی من باز ڪجایی؟!

امروز خرابم، نڪند دیر بیایی!؟

 

من عاشق چشمان یڪی دلبر ظالم

جز عشق نڪردم بخدا هیچ خطایی

 

سهراب شدم، خنجر شیرین به دلم رفت

زهرم برسان چون ڪه مرا نیست دوایی

 

جز مردن و آزاد شدن از غم و ماتم

امشب به لب سوخته ام نیست دعایی

 

ای یاور تنهایی من بر سر راهت

با دلبر بی عاطفه گو هست خدایی



طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:هم صحبت تنهایی، هم صحبت، تنهایی، عاشق چشمان، عاشق، چشمان، دلبر ظالم،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: جمعه 4 دی 1394 + نظرات ()

جمعه و تنهایی

 

جمعه ها را نمی شود به تنهایی سپری کرد

باید کسی را داشته باشی

تا ساعت های تنهایی ملال آور را به پایان برسانی

کسی که از جنسِ خودت باشد

نگاهت را بخواند، بغض صدایت را بفهمد

جمعه ها باید کسی را داشته باشی

تا دستانش را در دستانت بگذاری و تمام شهر را قدم بزنی

کسی که در کنارش زمان و مکان را از یاد ببری

جمعه ها به تنهایی تمامت می کنند اما تمامی ندارند...

جمعه تون خالی از تنهایی




طبقه بندی: متـون عاشقـانه، 
برچسب ها:جمعه و تنهایی، جمعه، تنهایی،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: شنبه 18 مرداد 1393 + نظرات ()

تنهایی

ای که مایوس از همه سویی، بسوی عشق رو کن

قبله ی دل هاست آنجا هر چه خواهی جستجو کن

 

تا دلـی آتش نگیــــرد حــــرف جان سـوزی نگــویـــد

حال ما خواهـی اگـــر از گفتـــه ی ما جستجـو کــن

 

زرد رویـی در میــــان گلـــرخان عیــب اســت بــر مـــن

روی زردم را به خون، ای دیـده! گاهی شست و شو کن

 

چـرخ کجـرو نیست تـو کـج بینـی ای دور از حقیـقت

گــر همــه کس را نکـو خواهی بــرو خود را نکـو کن

 

کشت تنهــایی مــرا ای دوست بر مـن رحمـــت آور

مـــردم از خاموشی ای دل با مـن آخـر گفتــگو کــن

 

چون خیــال دوســت من چیــزی نشــــاط آور ندیــدم

هـــر زمـان فرســوده دل گشتی «نظاما» یاد او کـــن

 




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:تنهایی، عشق، مایوس، عیب، دوست، خیال،
داغ کن - کلوب دات کام

...