تبلیغات
هِنــــا و مِنـــــا - مطالب ابر جوانی
تاریخ نگارش: سه شنبه 16 خرداد 1396 + نظرات ()

جوانی

 

خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست

به زندگانی من فرصت جوانی نیست

 

من از دو روزه هستی به جان شدم بیزار

خدای شکر که این عمر جاودانی نیست

 

همه به گریه ابر سیه گشودم چشم

در این افق که فروغی ز شادمانی نیست

 

به غصه بلکه به تدریج انتحار کنم

دریغ و درد که این انتحار آنی نیست

 

نه من به سیلی خود سرخ می کنم رخ و بس

به بزم ما رخی از باده ارغوانی نیست

 

ببین به جلد سگ پاسبان چه گرگانند

به جان خواجه که این شیوه شبانی نیست

 

ز بلبل چمن طبع شهریار افسوس

که از خزان گلشن شور نغمه خوانی نیست

 

شهریار




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:جوانی، شهریار، عمر جاودانی، عمر، جاودانی، زندگانی،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: دوشنبه 3 آبان 1395 + نظرات ()

رویای جوانی

 

کاش پیوسته گل و سبزه و صحرا باشد

گلرخان را سر گلگشت و تماشا باشد

 

زلف دوشیزه گل باشد و غماز نسیم

بلبل شیفته شوریده و شیدا باشد

 

سر به صحرا نهد آشفته تر از باد بهار

هر که با آن سر زلفش سر سودا باشد

 

رستخیز چمن و شاهد و ساقی مخمور

چنگ و نی باشد و می باشد و مینا باشد

 

یار قند غزلش بر لب و آب آینه گون

طوطی جانم از آن پسته شکرخا باشد

 

لاله افروخته بر سینه مواج چمن

چون چراغ کرجی ها که به دریا باشد

 

این شکرخواب جوانی است که چون باد گذشت

وای از این عمر که افسانه و رؤیا باشد

 

گوهر از جنت عقبا طلب ای دل ورنه

خزفست آنچه که در چنته دنیا باشد

 

شهریار از رخ احباب نظر باز مگیر

که دگر قسمت دیدار نه پیدا باشد


شهریار




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:شهریار، جوانی، رویای جوانی، زلف، بلبل،
داغ کن - کلوب دات کام

...