تبلیغات
هِنــــا و مِنـــــا - مطالب ابر حج
تاریخ نگارش: شنبه 12 مهر 1393 + نظرات ()

سلام حاجی!!!

حجکم مقبول !!!!

حاجی جان! آیا میدانی یکی از شرایط حج مستطیع بودن است؟

راستی مستطیع یعنی چه؟

یعنی اینکه پول و ثروت کافی داشته باشی؟

نه ! نه!

حاجی مستطیع یعنی اینکه از هر لحاظ (جسمی، روحی، اجتماعی، اخلاقی و ... توان داشته باشی).

حاجی جون، بخدا قسم خیلی خوشحالم که همچون تو حاجی نیستم.

امیدوارم حج ابراهیمی نصیب همه کسانی شود که استطاعت کامل و همه جانبه را دارند.

 

دل خوش از آنیم که حج می رویم

غافل از آنیم که کج می رویم

کعبه به دیدار خدا می رویم

او که همین جاست کجا می رویم

حج بخدا جز به دل پاک نیست

شستن غم از دل غمناک نیست

دین که به تسبیح و سر و ریش نیست

هرکه علی گفت که درویش نیست

صبح به صبح در پی مکر و فریب

شب همه شب گریه و امن یجیب

=============
 
 
ای قوم به حج رفته
دیدن همیشه خوب است
خواه دیدن آن زیبایی ها باشد
خواه دیدن این زیبایی ها
شاید کلاسی که ما در آن درس می خوانیم از این هم ویران تر باشد



=============
همه شب نماز خواندن،همه روز روزه رفتن
همه ساله از پی حج سفر حجاز کردن
ز مدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن
دو لب از برای لبیک به گفته باز کردن
شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن
به مساجد و معابد همه اعتکاف کردن
ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن
به حضور قلب ذکر خفی و جلی گرفتن
طلب گشایش کار ز کارساز کردن
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی ناامیدی در بسته باز کردن
شیخ بهایی



طبقه بندی: تاریخی و اجتماعی، 
برچسب ها:حج، حاجی، شیخ بهایی،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: شنبه 12 مهر 1393 + نظرات ()
ای قوم به حج رفته، کجایید؟ کجایید؟

معشوق همین جاست، بیایید! بیایید!


معشوق تو همسایه ی دیوار به دیوار

در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟


گر صورتِ بی صورت معشوق ببینید

هم حاجی و هم کعبه و هم خانه شمایید


صد بار ازین راه بدان خانه برفتید

یک بار ازین خانه بر این بام برآیید


گر قصد شما دیدن آن خانه ی جان است

اول رخ آیینه به صیقل بزدایید


احرام چو بستید،از آن خانه برستید

از خرقه ی ناموس به کلی بدرآیید


آن خانه لطیفست، نشان هاش مگویید

از خواجه ی آن خانه نشانی بنمایید


کو دسته ای از گل؟ اگر آن باغ بدیدید

کو گوهری از جان؟ اگر از بحر جدایید


با این همه آن رنج شما گنج شما باد

افسوس که بر گنج شما پرده شمایید


روبند گشایید ز سرپرده ی اسرار

پس خویش بدانید که سلطان،نه گدایید


گنجید نهان گشته در این توده ی پر خاک

چون قرص قمر زابر سیه باز برآیید


سلطان جهان مفخر تبریز نماید

اشکال عجائب که شما روح فزایید


از پرتو رویش دو جهان نور بیابد

تصویر عجائب به چه شیوه بنمایید؟




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:حج، حاجی، مولانا، دیوان شمس،
داغ کن - کلوب دات کام

...