تاریخ نگارش: یکشنبه 4 فروردین 1398 + نظرات ()

گل شوی در باغ عشقم، باغبانت می شوم

در کویر داغ و سوزان، سایبانت می شوم

رخ نمایی بر من عاشق میان گلرخان

عمر نوحی را بگیرم، جاودانت می شوم

خم ز ابرویم رها کن با نگاهی مهربان

خنده بر لب ها نهی، من مهربانت می شوم

قصه پردازم تویی، نقش مرا حاشا مکن

راویم باشی عزیزم، قهرمانت می شوم

پر گشا بر اوج مینا تا رسی بر طارق عشق

وا  رهم از تیرگی چون آسمانت می شوم

با دلم همراه شو در راه عشق و عاشقی

راهی و همدل شوی، من ساربانت می شوم




طبقه بندی: شعر و مشاعره، متـون عاشقـانه، 
برچسب ها:عشق، عاشق، عمر، مهربان، خنده، قهرمان،
تاریخ نگارش: جمعه 18 اردیبهشت 1394 + نظرات ()



چهار فصل زندگی

در كتاب چهار فصل زندگی

صفحه ها پشت سرِ هم می روند

هر یک از این صفحه ها، یک لحظه اند

لحظه ها با شادی و غم می روند

گریه، دل را آبیاری می كند

خنده، یعنی این كه دل ها زنده است

زندگی، تركیب شادی با غم است

دوست می دارم من این پیوند را

گر چه می گویند: شادی بهتر است

دوست دارم گریه با لبخند را





طبقه بندی: متــــون ادبــی، نکات كوتاه و آموزنده، 
برچسب ها:فصل زندگی، فصل، زندگی، خنده، گریه، شادی، لبخند،

...