تاریخ نگارش: یکشنبه 21 خرداد 1396 + نظرات ()

داد رس

 

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست

گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست

 

آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک

جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست

 

این قافله از قافله سالار خراب است

اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست

 

تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش

دیدم که در آن آئینه هم جز تو کسی نیست

 

من در پی خویشم، به تو بر می خورم اما

آن سان شده ام گم که به من دسترسی نیست

 

آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است

حیثیت این باغ منم، خار و خسی نیست

 

امروز که محتاج توام، جای تو خالیست

فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست

 

در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است

وقتی همه ی بودن ما جز هوسی نیست

 

هوشنگ ابتهاج




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:هوشنگ ابتهاج، رنج سفر، قفس، رنج، سفر، عشق،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: جمعه 22 خرداد 1394 + نظرات ()

از خدا خواستم

 

از خدا خواستم عادت بد مرا از من بگیرد.

فرمود: گرفتن عادت کار من نیست. تو خود باید آن ها را از خودت دور کنی.

 

از خدا خواستم به فرزندم همه چیز عطا کند.

فرمود: روح او همه چیز است و جسمش خاکی است و گذرا.

 

از خدا خواستم به من صبر عنایت فرماید.

فرمود: صبر زاییده درد و رنج است. صبر بخشیده می شود، آموخته نمی شود.

 

از خدا خواستم به من خوشبختی عطا فرماید.

فرمود: من به تو برکت می دهم، خوشبختی بر عهده ی خودت.

 

از خدا خواستم درد و رنج را از من دور کند.

فرمود: درد و رنج، تو را به من نزدیکتر می کند.

 

از خدا خواستم روح مرا شکوفا کند.

فرمود: تو خود باید در درونت شکوفا شوی. من تنها می توانم شاخ و برگهایت را هرس کنم تا پر بارتر شوی.

 

از خدا خواستم تمامی چیز هایی را که سبب می شوند، از زندگی لذت ببرم، به من بدهد.

فرمود: من به تو زندگی می دهم تا بتوانی از همه چیز لذت ببری.

 

از خدا خواستم کمکم کند، همه را دوست بدارم، به همان اندازه که دیگران مرا دوست دارند.

فرمود: بالاخره آنچه را که باید، از من خواستی. برای دنیا شاید تنها یک شخص باشی، اما برای یک نفر شاید یک دنیا باشی.




طبقه بندی: تربیتی و فرهنگی، 
برچسب ها:از خدا خواستم، درد و رنج، درد، رنج، صبر، عادت،
داغ کن - کلوب دات کام

...