تبلیغات
هِنــــا و مِنـــــا - مطالب ابر زندگانی
تاریخ نگارش: سه شنبه 16 خرداد 1396 + نظرات ()

جوانی

 

خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست

به زندگانی من فرصت جوانی نیست

 

من از دو روزه هستی به جان شدم بیزار

خدای شکر که این عمر جاودانی نیست

 

همه به گریه ابر سیه گشودم چشم

در این افق که فروغی ز شادمانی نیست

 

به غصه بلکه به تدریج انتحار کنم

دریغ و درد که این انتحار آنی نیست

 

نه من به سیلی خود سرخ می کنم رخ و بس

به بزم ما رخی از باده ارغوانی نیست

 

ببین به جلد سگ پاسبان چه گرگانند

به جان خواجه که این شیوه شبانی نیست

 

ز بلبل چمن طبع شهریار افسوس

که از خزان گلشن شور نغمه خوانی نیست

 

شهریار




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:جوانی، شهریار، عمر جاودانی، عمر، جاودانی، زندگانی،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: یکشنبه 19 مهر 1394 + نظرات ()

مدارا

 

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت

سخت دلتنگم برای اخم و دعوا کردنت

 

عطر خوبی می زنی از در که بیرون می روی

دلخورم از این همه خود را فریبا کردنت

 

گفتم آیا خسته ای از زندگانی پیش من؟

سخت رنجیدم من از اینگونه حاشا کردنت

 

گفتمت میل سفر دارم، تو گفتی صبر کن

خسته ام، دلخسته از امروز و فردا کردنت

 

می شنیدم دیشب آن لحن پر از افسوس را

صورت گریان و آن آه و دریغا کردنت

 

می هراسم از نگاه خیره تو سمت در

رنگ حسرت دارد آخر این تماشا کردنت

 

با زبان بی زبانی حرف خود را گفته ای

می روم دیگر نمی خواهم مدارا کردنت

 




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:مدارا، خسته، دلخسته، مدارا کردن، افسوس، دلتنگ، زندگانی،
داغ کن - کلوب دات کام

...