تبلیغات
هِنــــا و مِنـــــا - مطالب ابر سعدی
تاریخ نگارش: دوشنبه 27 فروردین 1397 + نظرات ()
تو و من


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/446/1336802/4.jpg


تو به حالِ من مسکین به جَفا می نگری

 

من به خاکِ کف پایَت به وَفا می نگرم


سعدی




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:سعدی، مسکین، جفا، وفا، عاشقانه،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: جمعه 4 اردیبهشت 1394 + نظرات ()

حكایت كودن تربیت ناپذیر

وزیرى داراى پسر كودن و نفهم بود، او را نزد دانشمندى سپرد و سفارش ‍ كرد در تربیت او بكوش تا خردمند گردد.

دانشمند مدت ها در تربیت او تلاش كرد، ولى او هیچ گونه رشد نكرد، دانشمند براى وزیر چنین پیام فرستاد: پسرت هرگز عاقل نمى شود، و مرا نیز دیوانه كرد.

چون بود اصل گوهرى قابل

تربیت را در او اثر باشد

هیچ صیقل نكو نداند كرد

آهنى را كه بدگهر باشد

سگ به دریاى هفتگانه بشوى

كه چو تر شد پلیدتر باشد

خر عیسى گرش به مكه برند

چو بیاید هنوز خر باشد

 

حكایت هایی از سعدی

 باب هفتم - در تاثیر تربیت




طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 + نظرات ()

حكایت اعتراض به عابد بى خبر از عشق

در یكى از سفرهاى مكه، گروهى از جوانان باصفا و پاكدل، همدم و همراه من بودند و زمزمه عارفانه مى نمودند و شعرى مناسب اهل تحقیق مى خواندند و با حضور قلبى خاص به عبادت مى پرداختند. در مسیر راه، عابدى خشك دل با ما همراه شد. چنین حالتى عرفانى را نمى پسندید و چون از سوز دل آن جوانان شوریده بى خبر بود، روش آنها را تخطئه مى نمود. به همین ترتیب حركت مى كردیم تا به منزلگاه منسوب به ((بنى هلال )) رسیدیم. در آنجا كودكى سیاه چهره از نسل عرب به پیش ‍ آمد و آنچنان آواز گیرا خوان كه كشش آواز او پرنده هوا را فرود آورد. شتر عابد به رقص در آمد، به طورى كه عابد را بر زمین افكند و دیوانه وار سر به بیابان نهاد.

به عابد گفتم: اى عابد پیر! دیدى كه سروش دلنشین در حیوان این گونه اثر كرد، ولى تو همچنان بى تفاوت هستى و تحت تاثیر سروش هاى معنوى قرار نمى گیرى و همچون پارسایان باصفا دل به خدا نمى دهى و عشق و صفا نمى یابى.

دانى چه گفت مرا آن بلبل سحرى

تو خرد چه آدمییى كز عشق بى خبرى

اشترى به شعر عرب در حالتست و طرب

گر ذوق نیست تو را كژ طبع جانورى

به ذكرش هر چه بینى در خروش است

دلى داند در این معنى كه گوش است

نه بلبل بر گلش تسبیح خوانى است

كه هر خارى به تسبیحش زبانى است

حكایت هایی از سعدی

 باب دوم - در اخلاق پارسایان

 




طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: سه شنبه 25 فروردین 1394 + نظرات ()

حكایت آرامش در سایه قناعت

عمر یكى از شاهان، به پایان رسید. چون جانشین نداشت چنین وصیت كرد: صبح، نخستین شخصى كه از دروازه شهر وارد گردید، تاج پادشاهى را بر سرش بگذارید و كشور را در اختیارش قرار دهید.



ادامه مطلب
طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی،
داغ کن - کلوب دات کام

...