تاریخ نگارش: شنبه 9 بهمن 1395 + نظرات ()

یار می آید

 

برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید

 

تو هم ای دل ز من گم شو که آن دلدار می آید

 

نگویم یار را شادی که از شادی گذشته است او

 

مرا از فرط عشق او ز شادی عار می آید

 

مسلمانان، مسلمانان، مسلمانی ز سر گیرید

 

که کفر از شرم یار من مسلمان وار می آید

 

برو ای شکر کاین نعمت ز حد شکر بیرون شد

 

نخواهم صبر گر چه او گهی هم کار می آید

 

روید ای جمله صورت ها که صورت های نو آمد

 

علم هاتان نگون گردد که آن بسیار می آید

 

در و دیوار این سینه همی درد ز انبوهی

 

که اندر در نمی گنجد پس از دیوار می آید




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:نعمت، مسلمان، عشق، شادی، علم، عاشق، شعر عاشقانه،
تاریخ نگارش: جمعه 1 مرداد 1395 + نظرات ()

مست و عاشق

 

گر شوم دیوانه ات دیوانه ی من می شوی؟

جان فدایت می كنم جانانه ی من می شوی؟

 

روبرویت می نشینم تا كنم عاشق تو را

گر كنم افسون تو را افسانه ی من می شوی؟

 

در دل تاریك شب شمع تو می گردد دلم

خود بگو سوزد پرم پروانه ی من می شوی؟

 

چشمه ی پاك نگاهت پر كند پیمانه ام

می شوم در باده"می" میخانه ی من می شوی؟

 

هر كجا شادی ببینم جای تو خالی كنم

شادی این خانه و كاشانه ی من می شوی؟

 

تا نگاهم می كنی مست و خرابت می شوم

گر شوم ویران تو ویرانه ی من می شوی؟

 

خود شگفت از این كه دل دیوانه ی چشم تو شد

من شدم دیوانه ات دیوانه ی من می شوی؟


مست و عاشق، مست، عاشق، ویرانه، دیوانه، شادی، عشق





طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:مست و عاشق، مست، عاشق، ویرانه، دیوانه، شادی، عشق،
تاریخ نگارش: جمعه 18 اردیبهشت 1394 + نظرات ()



چهار فصل زندگی

در كتاب چهار فصل زندگی

صفحه ها پشت سرِ هم می روند

هر یک از این صفحه ها، یک لحظه اند

لحظه ها با شادی و غم می روند

گریه، دل را آبیاری می كند

خنده، یعنی این كه دل ها زنده است

زندگی، تركیب شادی با غم است

دوست می دارم من این پیوند را

گر چه می گویند: شادی بهتر است

دوست دارم گریه با لبخند را





طبقه بندی: متــــون ادبــی، نکات كوتاه و آموزنده، 
برچسب ها:فصل زندگی، فصل، زندگی، خنده، گریه، شادی، لبخند،
(تعداد کل صفحات: 2)     1  2  

...