تاریخ نگارش: دوشنبه 3 تیر 1398 + نظرات ()




خواستم با یک غزل از عشق معنایت کنم

عاشقانه در سکوت شب تماشایت کنم

 

خواستم امشب کنار پنجره در نور ماه

در تمام خاطرات کهنه پیدایت کنم

 

خواستم در سجده گاه معبد چشمان تو

جان فدای آن نگاه مست زیبایت کنم

 

عطر گلهای تنم بوی خوشی دارد ز تو

خواستم آغوش خود را باغ رویایت کنم

 

در تنم از نام تو لرزید جان عاشقم

عاقبت با بوسه ای مستانه شیدایت کنم

 

هر شبی یادت شبیخون می زند بر پیکرم

دلخوشم هر لحظه و هردم تمنایت کنم

 

باز می خواهم که در تنهایی و در خلوتم

یک بغل احساس را تقدیم دنیایت کنم




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:غزل عشق، غزل، عشق، عاشق، عاشقی،
تاریخ نگارش: دوشنبه 1 خرداد 1396 + نظرات ()

دلبر

 

در خواب دیدم دلبرم، خندید و من بوسیدمش

آرام چون پروانه ای، رقصید و من بوسیدمش

 

همپا شدم با گام او، با ناز و با ایهام او،

با نم نم آوازها، چرخید و من بوسیدمش

 

در دشت و صحرای دلم،امید بارش داشتم

چون نرگسی درسینه ام، روئید و من بوسیدمش

 

گفتم فدایت جان من، کی می شوی مهمان من

آهسته در رویای من، لغزید و من بوسیدمش

 

رفتم کمی مستی کنم، تا اوج همدستی کنم

در جام احساس اندکی، جوشید و من بوسیدمش

 

تردید کردم در غزل، در بیت هایی بی مثل

مشتی غزل در دیده ام، پاشید و من بوسیدمش




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:دلبر، نرگس، غزل، مستی، احساس، عشق، عاشق،
تاریخ نگارش: سه شنبه 16 دی 1393 + نظرات ()


http://messageslove.com/wp-content/uploads/2014/04/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%B9%D8%B4%D9%821.jpg

سوز عشق

ز سوز عشق مـــن جانت بسوزد

همــــه پیــــدا و پنهـــانت بسوزد

ز آه سرد و ســـوز دل حــــــذر کن

کـــــــه اینت بفسرد و آنت بسوزد

مبـــر نیرنگ و دستان پیش آن کو

به صــــد نیرنگ و دستانت بسوزد

به دست خویشتن شمعی میفروز

کـــه هر ساعت شبستانت بسوزد

چـــــه داری آتشی در زیـــر دامــان

کـــــــــز آن آتش گریبــــانت بسوزد

دل انــدر وصــل مــن بستی و ترسم

کــــه ناگـــه تـــاب هجرانت بسوزد




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:سوز عشق، عشق، عاشق، معشوق، عبیدزاکانی، غزل،

...