تاریخ نگارش: دوشنبه 16 فروردین 1395 + نظرات ()

معلم نور هدایت

ای پیكره سوخته در حقیقت عشق، ای مهر زرین در چشمه زلال هستی، ای زیبایی پر مهر

تو زیبنده ستایشی، ستایشی نه از روی لطف كه از روی صفا

ای صفا داده به دل، ای رونق خلوت نشینان حرم ملكوت و ای طبیب و مرهم جان

ثقل زمین ما را برگرفته و به عدم میخواند

تو ای راز هستی، ما را به آسمان بكشان، به سوی سبكبالی، به سوی همرهان واله و به سوی حرم رازها

ای شیدا صفت، ای آنكه پیمانه عشق را با صبری بیبدیل معنا می كنی

ای شمع آذین گلبرگ محبت، و ای ستوده در صف خادمان

اخلاصت عاشقانه، نگاهت بی شائبه

ای ابراهیم ایثار، و ای اسماعیل تسلیم

تو در صف انبیا ایستادهای تا تعلیم دهی و بشارت

صراط مستقیم را در دل بنشانی تا نشان دوست در برابر چشم ها تجلی شود

تو همان بیكرانی كه كرانه های مهر را یك به یك پیموده ای

تو همان هدایتی، تو همان معلمی كه به درس زندگی معنا می دهی

همی سوزی از مهر و گرمی دهی

تا به سنگین دلان درس نرمی دهی

 

ابوالقاسم دباغان - اداره كل تربیت بدنی مدارس
معلم نور هدایت
نور هدایت
معلم
تعلیم
جایگاه معلم
مقام معلم
منزلت اجتماعی معلم




طبقه بندی: تربیتی و فرهنگی، تاریخی و اجتماعی، 
برچسب ها:معلم نور هدایت، نور هدایت، معلم، تعلیم، جایگاه معلم، مقام معلم، منزلت اجتماعی معلم،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: شنبه 23 آبان 1394 + نظرات ()

احساس دبستانی

 

بازگرد ای خاطرات کودکی

بر سوار اسب های چوبکی

 

خاطرات کودکی زیباترند

یادگاران کهن والاترند

 

درس های سال اول ساده بود

آب را بابا به سارا داده بود

 

درس پند آموز روباه و خروس

روبه مکار و دزد و چاپلوس

 

روز مهمانی کوکب خانم است

سفره پر از بوی نان گندم است

 

کاکلی گنجشککی باهوش بود

فیل نادانی برایش موش بود

 

باوجود سوز و سرمای شدید

ریزعلی پیراهن از تن می درید

 

تا درون نیمکت جا می شدیم

ما پر از تصمیم کبری می شدیم

 

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

 

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هایش درد داشت

 

گرمی دستانمان از آه بود

برگ دفترها به رنگ کاه بود

 

همکلاسی های درد و رنج و کار

بچه های جامه های وصله دار

 

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

جمع بودن بود و تفریقی نبود

 

کاش می شد باز کوچک می شدیم

لااقل یک روز کودک می شدیم

 

یاد آن آموزگار ساده پوش

یاد آن گچ ها که بودش روی دوش

 

ای معلم نام و هم یادت بخیر

یاد درس آب و بابایت بخیر

 

ای دبستانی ترین احساس من

بازگرد این مشق ها را خط بزن

 




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:احساس دبستانی، احساس، دبستانی، دبستان، آموزگار، مشق، معلم،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394 + نظرات ()


شباهت های معلم و سرمایه دار

 

هر دو تحقیق می کردیم من در مورد شیوه های آموزش بهتر و تو برای روش های سرمای ‌گذاری بهتر.

هر دو چک می کردیم من دفتر کودک تو را و تو نرخ بازار را.

هر دو می اندیشیدیم من به آینده کشورم و تو به آینده خودت.

هر دو گوش می کردیم من به وجدانم و تو به نرخ بازار

هر دو می جنگیدیم من با جهل و تو با جیب.

هر دو استفاده می کردیم من از نمره های کلاسی و تو از جریان های سیاسی.

هر دو می مردیم من از غصه ی افت تحصیلی و تو از غصه ی مالیات تحمیلی.

هر دو رسیده ایم من به پای همان تخته سیاه و تو به مزیت های بازار سیاه.

هر دو خندیدیم من به جهل و تو به جهد.

هر دو حظ کردیم من از دوره های ضمن خدمت و تو از شعار خدمت.

حالا هر دو شگفت زده ایم  من از فرسایش خودم و تو از آسایش خودت.

راستی کدام موفق شدیم؟





طبقه بندی: نکات كوتاه و آموزنده، تاریخی و اجتماعی، 
برچسب ها:شباهت های معلم و سرمایه دار، شباهت های معلم با سرمایه دار، معلم و سرمایه دار، معلم، سرمایه دار، شباهت معلم و سرمایه دار،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 + نظرات ()

درد دل یک معلم:

من معلمم، برای تامین مخازج زندگی ناچار شدم به شغل حلال دیگری در کنار معلمی فکر کنم و الان نگهبان یک ساختمان در حال ساخت هستم. کارفرما و مهندسین ساختمان شاگرد خود من بودند (چهار سال دبیرستان) البته طفلکی ها شرمنده بودند که من نگهبان باشم. ولی لطف کردند و این کار را به من دادند.

شعر زیبای، روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست …. را یادتان هست؟



ادامه مطلب
طبقه بندی: تاریخی و اجتماعی، 
برچسب ها:درد دل یک معلم، روز معلم، معلم، مقام معلم، هفته معلم، گرامیداشت مقام معلم، منزلت معلم،
داغ کن - کلوب دات کام

(تعداد کل صفحات: 4)     1  2  3  4  

...