تاریخ نگارش: یکشنبه 4 فروردین 1398 + نظرات ()

گل شوی در باغ عشقم، باغبانت می شوم

در کویر داغ و سوزان، سایبانت می شوم

رخ نمایی بر من عاشق میان گلرخان

عمر نوحی را بگیرم، جاودانت می شوم

خم ز ابرویم رها کن با نگاهی مهربان

خنده بر لب ها نهی، من مهربانت می شوم

قصه پردازم تویی، نقش مرا حاشا مکن

راویم باشی عزیزم، قهرمانت می شوم

پر گشا بر اوج مینا تا رسی بر طارق عشق

وا  رهم از تیرگی چون آسمانت می شوم

با دلم همراه شو در راه عشق و عاشقی

راهی و همدل شوی، من ساربانت می شوم




طبقه بندی: شعر و مشاعره، متـون عاشقـانه، 
برچسب ها:عشق، عاشق، عمر، مهربان، خنده، قهرمان،
تاریخ نگارش: سه شنبه 10 آذر 1394 + نظرات ()

کاش می شد

 

کاش تا دل می گرفت و می شکست

دوست می آمد کنارش می نشست

 

کاش می شد روی هر رنگین کمان

می نوشتم "مهربان "با من بمان

 

کاش می شد قلب ها آباد بود

کینه و غم ها به دست باد بود

 

کاش می شد دل فراموشی نداشت

نم نم باران هم آغوشی نداشت

 

کاش می شد کاش های زندگی

تا شود در پشت قاب بندگی

 

کاش می شد کاش ها مهمان شوند

در میان غصه ها پنهان شوند

 

کاش می شد آسمان غمگین نبود

رد پای کینه ها رنگین نبود

نیما یوشیج




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:نیما یوشیج، آسمان غمگین، آسمان، غمگین، رنگین کمان، قلب، مهربان،

...